در این پست به اختصار به بررسی مسیحیت در جوامع اسلامی خواهم پرداخت.
آنچه که در این بخش از نظرتان خواهد گذشت٬ توصیفی است از وضعیت مسیحیان در تمامی سرزمین های تحت سلطه حکومت اعراب٬ و فقط منحصر به مسیحیان نستوری در قلمرو ساسانیان نمی گردد.
حقوق اهل ذمه
با کشته شدن یزدگرد سوم در سال ۶۵۱ در شهر دوردست مرو٬ حکومت ساسانی به پایان رسید. این امر به منزله خاتمه سلطه دین زرتشت به عنوان دین حاکم و دین حکومت بود. در سرزمین ایران٬ از آن پس زرتشتیان٬ یهودیان و مسیحیان٬ هر سه دین غیر حکومتی به شمار می رفتند. وقتی اعراب بر ایران حاکم شدند٬ در واقع چیزی برای ایراناین مسیحی تغییر نکرد. مسیحیت در زمان ساسانیان دین بیگانه و (( دین دشمنان ایران )) به شمار می رفت. اما در زمان سلطه عرب٬ فقط یکی از ادیان غیر اسلامی تلقی می شد و در مقایسه با ادیان یهود و زرتشتی٬ غالباً حساسیت خاصی نسبت به آن وجود نداشت.
خراج و جزیه
سوره توبه آیه ۲۹
|
قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ
|
|
فولادوند: با كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز بازپسين ايمان نمىآورند و آنچه را خدا و فرستادهاش حرام گردانيدهاند حرام نمىدارند و متدين به دين حق نمىگردند كارزار كنيد تا با [كمال] خوارى به دستخود جزيه دهند
|
|
مکارم: با كساني از اهل كتاب كه ايمان به خدا، و نه به روز جزا دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام ميشمرند، و نه آئين حق را ميپذيرند، پيكار كنيد، تا زماني كه جزيه را به دست خود با خضوع و تسليم بپردازند.
|
محدویت های اجتماعی و مذهبی
طبق قوانین اعراب ( اسلام )٬ مسیحیان می بایست لباس های مشخص بپوشند٬ و از حمل اسلحه و سوار شدن بر اسب خودداری کنند٬ در قلمرو اسلامی کلیسای جدید نمی بایست ساخته می شد٬ اما می شد کلیسای قدیمی تعمیر یا از نو بنا شود. این قانون اخیر همیشه مورد اجرا واقع نشده٬ کما اینکه می بینیم در قرون هفتم تا دوازدهم٬ در زمان خلفای عرب٬ گاه کلیسا های جدید ساخته شده است. ( البته در قرن بیست و یکم در کشورهای حوزه خلیج فارس این مهم به انجام رسیده و چند کلیسا ساخته شده و دارای فعالیت می باشند. البته بعد از انقلاب ۵۷ در ایران دولت حاکم اجازه ساخت کلیسای جدید به مسیحیان را نمی دهد )
تنگ شدن فزاینده عرصه بر اهل ذمه
در زمان عمر دوم ( ۷۱۷- ۷۲۰ ) عرصه بر مسیحیان تنگ شد. این خلیفه٬ به خاطر غیرتی که برای اسلام داشت٬ مقرراتی را که قبلاً در خصوص مسیحیان اجرا نمی شد٬ به موقع اجرا گذاشت. او کلیساهای نوبنیاد را تخریب کرد٬ مسلمین را از خراج معاف کرد و مسیحیان را مکلف به پرداخت هم خراج و هم جزیه نمود. لذا عده زیادی از مسیحیان به اسلام گرویدند. رویه سخت گیرانه عمر بعد از او متوقف گردید.
اما با گذشت زمان و استقرار بیشتر دین اسلام٬ چه به جهت جنگ با بیزانس و چه به جهت تعصب و غیرت دینی٬ عرصه بر مسیحیان تنگ تر می شد و آزارهایی به آنان روا داشته می شد٬ گرچه کشتاری مانند زمان ساسانیان صورت نگرفت.
در زمان خلافت مهدی٬ در سال ۷۸۰ آزارهایی خصوصاً نسبت به زنان رسید. علت این آزارها سوءظن به مسیحیان به خاطر جنگ خلیفه با بیزانس بود. اما در همان حال٬ کلیسای جدیدی در بغداد بنا شد.
در دوره خلافت پرشکوه هارون الرشید نیز باز به علت جنگ با بیزانس آزارهایی به مسیحیان رسید. گاهی نیز هارون در اثر شتاب زدگی در تصمیم گیری٬ آزارهایی بر اساس گزارشات اشتباه زیردستان یا حسادت های مسیحیان دیگر روا می داشت. اما در همان حال٬ پزشک مخصوص او یک مسیحی بود.
در زمان خلافت مامون ( ۸۱۳- ۸۳۳ ) عده زیادی از مسیحیان در اثر فشارهای اجتماعی و نابسامانی اوضاع٬ به بیزانس مهاجرت کردند. امپراطور بیزانس استقبال گرمی از این عده به عمل آورد و آنان را در شهری در سواحل دریای سیاه اسکان داد.
در زمان خلافت متوکل ( ۸۴۶- ۸۶۱ ) نیز مسیحیان رنج بسیار دیدند. اولا پاتریارخ تئودوسیوس در اثر سعایت یک مسیحی برکنار شد. سپس خلیفه قوانین اسلامی را در خصوص اهل ذمه به دقت به موقع اجرا گذاشت. ایشان علاوه بر این که می بایست وصله ای به لباس خود بدوزند تا از دیگران متمایز گردند٬ اجازه نداشتند روزهای جمعه به بازار بیایند و کودکانشان به مدارس مسلمین بروند یا عربی بیاموزند. قبور ایشان تخریب شد و صورت چوبی از شیطان به سر در خانه شان نصب شد. تعدادی از کلیساها و صومعه ها نیز ویران گردید. اما گویا کسی کشته نشد. با این حال٬ پزشک متوکل یک مسیحی ثروتمند بود. این امر حاکی از آن است که مسیحیان کماکان برتری فرهنگی خود را تا این زمان حفظ کرده بودند.
در ضمن٬ برخی ستم ها نیز از جانب مردم اعمال می شد. در برخی شهرها٬ بدون دستور رسمی از پایتخت٬ کلیساها و صومعه ها تخریب می شد. ناگفته نماند که این آزارها و محدودیت ها فقط خاص مسیحیان نبود٬ بلکه زرتشتیان و یهودیان و مانویان نیز مشمول این آزارها می شدند. این محدودیت ها رفته رفته شدیدتر می شد طوری که در قرن یازدهم٬ به غیر از محدودیت های مذکور در خصوص نوع پوشاک و سوار نشدن بر اسب٬ مقرر داشته شد که مسیحیان خانه های شان را بلندتر از خانه های مسلمین نسازند٬ صدای ناقوس ها و یا قرائت کتب مقدسه خود را به سمع مسلمین نرسانند٬ در ملا عام شراب ننوشند و صلیب را به نمایش نگذارند٬ و تشییع جنازه را مخفیانه و بدون گریه و زاری برگزار کنند.
بعد از خلافت متوکل ( ۸۶۱ م. ) قدرت مرکزی خلفا رو به ضعف نهاد. در گوشه و کنار امپراطوری اسلامی٬ نوای استقلال نواخته می شد. در برخی نقاط مانند بخش های شرقی و شمالی ایران و نیز در مصر٬ حکومت هایی تشکیل شد که خلیفه را فقط در ظاهر٬ در خطبه ها و بر روی سکه ها٬ به رسمیت می شناختند اما در امور داخلی مستقل بودند.
جایگاه مهم مسیحیان در سده های اولیه اسلام و حسادت حاصل از آن
از اسنادی که باقی مانده٬ در می یابیم که در سده های اولیه دوره اسلامی٬ عده ای از مسیحیان ( لااقل در منطقه بین النهرین ) در ثروت و دانش از اعراب مسلمان برتر بودند. این امر احبارا سبب شده بود که مسیحیان مقامات حساس را در دربار خلفا اشغال نمایند. طبیعی است که چنین شرایطی موجب برانگیختن حسادت و خشم هم تایان مسلمان ایشان می گردید و در اثر فشار اینان٬ رفته رفته محدودیت های مقرره در اسلام در خصوص مسیحیان به موقع اجرا گذاشته شد٬ خاصه زمانی که مسلمانان توانستند مهارت ها و دانش لازمه را بیاموزند.
حاکمیت ترک ها و سخت گیری های آنان
حدودا از قرن دهم به بعد٬ خلفای عرب از مزدوران ترک در دربار و سپاه خود استفاده می کردند. این امر موجب شد که در نهایت خلفای عرب تبدیل به آلت دست ترکان شوند. از همین زمان بود که تیره های مختلف ترکان بر ایران و خاورمیانه مسلط شدند و حکومت های غزنویان و سلجوقیان و غیره را به وجود آوردند.
ترکان تازه مسلمان شده نسبت به دین جدید خود تعصب بسیار داشتند و ملاطفت اعراب را نسبت به پیروان سایر ادیان روا نمی دانستند. شاهد این مدعا اعمال سخت گیری و بدرفتاری بر زائران مسیحی بود که از سرزمین های اروپایی به زیارت اماکن مقدس خود در فلسطین می آمدند. این امر نهایتا موجب بروز جنگ های صلیبی گردید. علت این جنگ های خانمان برانداز٬ نه سخت گیری اعراب مسلمان٬ بلکه مظالم ترکان بود.
ترک ها همین رویه را در شهرهای ایران نیز اعمال می کردند که موجب تنگ تر شدن عرصه بر مسیحیان نستوری گردید. ایشان یا به اسلام می گرویدند یا جلای وطن اختیار می کردند.
حمله مغول
ضربه مهلک بر پیکر نحیف کلیسای ایران را مغولان وارد آوردند. با قتل و عام مردم شهرها ( نظیر مرو و نیشابور )٬ تمام سکنه٬ از جمله مسیحیان شهر از میان می رفتند و دیگر جایگزین نمی شدند. بدین سان٬ کلیساها و مسیحیت به تدریج در قرون بعدی٬ از مناطق شرقی و مرکزی ایران محو گردید.
این مطاب چکیده ای بود از مسیحیت در جوامع اسلامی که اگر زجر و شکنجه و کشتار شمار بسیار زیادی از مسیحیان را در دوره صفویه را بر آن بیافزائیم می شود گفت که این مطلب تا حدودی تکمیل شده است.
در پاسخ به دوستی در خصوص سوالشان مبنی بر اینکه چرا اقلیت ها در جوامع اسلامی درجه دوم حساب می شوند این بر اساس ۲ مقوله در قرآن می باشد:
۱- قرآن مسلمانان را اهل ایمان و غیر مسلمانان یعنی یهودیان و مسیحیان را اهل کتاب می خواند٬ با وجود اینکه این دسته هم ایمان به خدای واحد و یکتا دارند. سایر ادیان هم چه زرتشت چه بهائیت هم که جای خاص خودشان را در اسلام دارند.
۲- مورد دوم اینکه در سوره آل عمران آیه ۸۵ آمده است که اسلام دین برتر است و هر کسی به غیر از اسلام دین دیگری اختیار کند از جانب خدا پذیرفته نیست که این نشان دادن یک خدای ناسیونالیست در قرآن می باشد و غیر مسلمین را اصلا به حساب نمی آورد.
|
وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ
|
|
فولادوند: و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است
|
|
مکارم: و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آييني براي خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد، و او در آخرت، از زيانكاران است. |
متاسفانه این ظلم و ستم ها به مسیحیان در سرتاسر دنیا هنوز ادامه دارد اما ما مسیحیان می دانیم بر چه چیز و چه کسی ایمان داریم و متحمل این همه سختی هستیم. همچنانکه مکتوب است خوشابحال کسی که تا به آخر تحمل کند او است که نجات پیدا خواهد کرد.
جلال باد بر نام مسیح خداوند خدای نجات خدایی که بود و هست و می آید.
آمین