۲- یهودیان از آن جا که به خوبی با طبیعت کبوتر آشنا بودند به کرات از این پرنده در تشبیهات خود استفاده می کردند. ناله قوم اسرائیل که در انتظار رسیدن نجات و رهایی است به ناله کبوتر تشبیه می شود ( اش ۳۸: ۱۴ ٬ ۵۹: ۱۱ ٬ نا ۲: ۸ ). و آنگاه که سرخورده و نومید می شوند می خواهند همچون کبوتران پرواز کرده سر به بیابان بگذارند ( مز ۵۵: ۷ و ۸ ). مهاجرت فصلی کبوتران از شناخت و آگاهی غریزی ایشان حکایت دارد- همان شناخت و معرفتی که قوم اسرائیل در رابطه با خدا از آن بی بهره است ( ار ۸: ۷ ). مهاجرت کبوتران گاه سمبول رفتن قوم به تبعید ( حزق ۷: ۱۶ ) و زمانی دیگر مظهر تجمع آنان در مسکی آرام است ( هو ۱۱: ۱۱ ٬ اش ۶۰: ۸ ). از طرف دیگر (( افرایم مانند کبوتر ساده دل٬ بی فهم است )) ( هو ۷: ۱۱ ) و از خطرات هراسان شده می گریزد. با این حال عیسی مسیح هیچ گاه مستقیما از این گونه استعارات استفاده نمی کند بلکه بیشتر آنها را در تقابل با موارد دیگر به کار می برد- چنانکه به عنوان مثال به شاگردان خود می گوید (( مانند مار هوشیار و همچون کبوتر ساده و بی آزار باشند )) ( مت ۱۰: ۱۶ ).
۳- و بالاخره کبوتر در کتابمقدس نیز همچون تعابیر شاعرانه به عنوان سمبل عشق به کار می رود. معشوق در نظر عاشق (( کبوتر من )) است ( غزل ۲: ۱۴ ٬ ۵: ۲ ... ). اسرائیل نیز خود را به این نام می خواند: (( جان فاخته خود را به جانور وحشی مسپار )) ( مز ۷۴: ۱۹ ). به هنگام تعمید عیسی٬ روح خدا به صورت کبوتر بر او نازل می شود ( مت ۳: ۱۶ ). البته تفسیر دقیق این سمبول کار آسانی نیست. بعید است که اشاره به بازگشت کبوتر به کشتی نوح باشد ( پید ۸: ۸- ۱۲ ). برخی منتقدین با استناد به سنن یهودی کبوتر را سمبول اسرئیل می دانند اما آیا درست تر آن نیست که بگوییم کبوتر سمبولی است از نازل دن محبت الهی بر زمین؟ و بالاخره برخی منتقدین با اشاره به این نکته که بنا به پاره ای سنن یهودی روح خدا همچون کبوتر در سطح آبها در حرکت است ( ۱: ۲ ) اظهار می دارند که نزول کبوتر بر عیسی احتمالا نمودی است از خلقت جدیدی که به هنگام تعمید عیسی در شرف شکل گیری است.

