با این حال از داستان خلقت به وضوح در می یابیم که انسان بر حیوان برتری تام دارد. آدم به نشانه تسلطش بر دیگر مخلوقات خدا٬ حیوانات را نامگذاری می کند ( پید ۲: ۲۰ ) و به علاوه هیچ حیوانی نمی تواند برای انسان (( معاونی موافق )) محسوب گردد ( پید ۲: ۱۸- ۲۳ ). خداوند نیز رفتار سبعانه و خوی حیوانی را به شدت مجازات می کند ( خروج ۲۲: ۱۸ ٬ تث ۲۷: ۲۱ ٬ لاو ۱۸: ۲۳ ). از این گذشته انسان اجازه دارد حیوانات را کشته به عنوان خوراک از گوشتشان تغذیه کند ( پید ۹: ۲ و ۳ ) و سرانجام برتری انسان بر حیوان با لحنی دلنشین که همچون نوای پیروزی در سراسر کتابمقدس طنین انداز است اعلام و بر آن مهر تایید زده می شود ( پید ۱: ۲۶- ۳۰ ٬ مز ۸: ۶- ۹ ). عکس این مطلب نیز صادق است: خدا برای مجازات نمودن حماقت نبوکدنصر (( دل حیوان به وی می دهد )) ( دان ۴: ۱۳ ) و خوی حیوانانی انسان نمودی است از طغیان و سرکشی در برابر روح- که در نهایت طغیان در برابر خدا است.
اما شاید بتوان واپسین تجلیات اعتقاد به برتری حیوان بر انسان را در ذهن نویسندگان کتب مقدسه٬ در قالب استفاده بی حد و حصر ایشان از حیوانات افسانه ای شاهد بود- چرا که آنان به شیوه های گوناگون حیواناتی را به تصویر می کشند که کیفیتی فوق طبیعی دارند- خواه موجوداتی فوق انسانی ( دان ۷ ٬ مکا ۹: ۳- ۱۱ ) که بیشتر به عالم شیاطین نزدیکند ( مکا ۱۲ ٬ ۱۳ ٬ ۱۶: ۱۳ و ۱۴ ٬ ۲۰: ۱ و ۲ و ۳ ) و خواه موجوداتی الهی که جایگاهشان عالم بالاست ( حزق ۱: ۴- ۲۴ ٬ مکا ۴: ۶ و ۷ و ۸ ).

