تبليغاتX
مرکز مطالعات و پژوهشهای کلیسای جهانی - مسیحیان عقلگرا نیستند؟ بخش اول

سلام بر همه خوبان

قبل از اینکه بخواهم در خصوص عقل یا حکمت در یگانه کلام خداوند یعنی کتاب مقدس حرفی بزنم باید عرض کنم که دوستان مسلمان تا به کی می خواهند بدون داشتن یک ذره اطلاعات در خصوص کتابمقدس و مسیحیت می خواهند اینگونه خود را بازیچه قرار بدهند. مطلب زیر برگرفته از سایتی است به نام چرا مسیحی نیستم؟ که به قولی منتقد مسیحیت هست.

مطلب سایت چرا من مسیحی نیستم؟: 

هر دو عقلند

اما

این کجا و آن کجا

پیشانی یک اندیشه ، نوشته‌هایی هستند که بر تارک تابلوهای تبلیغاتی ، بیل‌بوردها و امروزه تابلوهای دیجیتالی ، می‌درخشند یا اسکرول می‌شوند.

داشتم تابلوهای مختلف کلیساها را بررسی می‌کردم و تصاویر آن را در اینترنت در چشم‌خانه می‌نشاندم. شگفتی‌ها دیدم.

ملاحظه بفرمایید:

ns 237 عقل در اسلام و مسيحيت

ترجمه تابلو: اگر عقل شما بیش از اندازه باز باشد ،‌ مخ شما بیرون می‌ریزد :!:

در فلسفه مسیحی ، بزرگانی همچون توماس اکویناس و نیز آگوستین و امثال اینان معتقدند که تثلیث  و تجسد مسیح عقلا پذیرفته نیست و قابل اثبات عقلانی نمی باشند. طبیعی است که با وجود چنین اندیشه هایی باید چنین تابلوهایی نیز در مسیحیت وجود داشته باشد.
در اسلام بر اساس آموزه های قرآن کریم (صم بکم عمی فهم لایعقلون) و نیز (لا دین لمن لا عقل له) خوب شنیدن سخن و تمیز حق از باطل و تشخیص نیکو از نیکوتر از وظایف نیروی عقل و اندیشه ورزی است.
صرف نظر از نوع دین ، به طور کلی اندیشه های دینی و آموزه های وحیانی و موضع گیری عقل نسبت به آن را در سه حالت زیر می توان تصور کرد:
گاهی عقل برخی از اندیشه های دینی را صد در صد تایید می کند ، چرا که با آن کاملا موافق و در یک مسیر است: مانند لزوم تشکر از خداوند .
گاهی عقل نسبت به برخی از اندیشه های دینی و وحیانی ساکت است ، چون هیچ تعارضی با آنها ندارد : مانند برخی از رفتارهای عبادی.
گاهی هم عقل به شدت در مقابل یک اندیشه دینی می ایستد، چون صد در صد با آن مخالف است: مانند جسم انگاری خدا ، تجسد و تثلیث.
نکته مورد نظر اینجاست که در اسلام شما هرگز اندیشه ای را از نوع سوم نمی یابید.
لذا در اسلام عقل فانوس هدایتگر معرفی شده و خود یک پیامبر درونی است. اما در مسیحیت اگر بخواهید در ایمان رشد کنید باید عقل را کنار بگذارید و اگر بخواهید در عقلانیت و درک و فهم رشد کنید ، باید ایمان را کنار بگذارید.
طبیعی است که رهبران دینی مسیحی ایمان را بر عقل ترجیح داده اند و عقل را بزرگترین ابزارگمراهی معرفی می کنند.

ایشان در وهله اول تابلوی کلیسایی را ترجمه کرده اند به این گونه:

اگر عقل شما بیش از اندازه باشد٬ مخ شما بیرون می ریزد.

در صورتیکه ایشان این جمله را کلمه به کلمه ترجمه کرده اند و متاسفانه هم معنی جمله را از بین برده اند و هم نشان داده اند که اصلا مترجم نیستند.

مثل این می مانند که بیاییم این جمله را اینچنین ترجمه کنیم:

HERE YOU ARE

معنی این جمله میشود: اینجا شما هستید! در صورتیکه در انگلیسی این یک اصطلاح می باشد و معنی آن بفرمایید هست.

معنی جمله آن تابلو میشود: اگر شما روشنفکر هستید مغز یا فکر شما درگیر یا مشغول خواهد بود. و این جمله یک جمله عقلانی و فلسفی است.

به هر روی ایشان از تثلیث ایراد گرفته اند که عقل گونه نیست و البته نقل قول هایی از فیلسوفان مسیحی آورده اند  که وقتی شخصا به سخنان این اشخاص در کتاب تاریخ تفکر مسیحی نگاهی کردم دیدم که بلکه برعکس این افراد نمی گوید که تثلیث مخالف عقل است بلکه میگویند تثلیث ماورای عقل است.

برای نمونه به دو شخصیتی که این دوست ملسمان ذکر کرده اند یعنی توماس آکاینوس و آگوستین توجه بفرمایید:

تومان آکویناس: مجموعه ای علیه کفارکتابی است که در حدود سال ۱۲۶۰ در چهار جلد به نگارش درآمد توماس این اثر را برای غیر مسیحیان نوشت و در آن رویکرد مبتنی بر طبیعت- فیض  شکلی مبسوط به کار گرفت. او در مجلدات اول تا سوم صرفا بر اساس عقل- فلسفه به استدلال می پردازد و فقط هنگامی به کتب مقدس و سنن کلیسایی استناد می کند که موضوع مورد بحث از یش توسط عقل اثبات شده باشد. توماس سعی می کند بر این اساس وجود خدا را ثابت کند٬ و در مورد موضوعاتی چون صفات خدا ( چون محبت٬ حکمت و قدرت مطلق )٬ آفرینش جهان از سوی خدا٬ و تقدیر و عنایت الهی به بحث می پردازد. وی در مجلد چهارم این اثر آموزه هایی ارائه می کند که بدون مکاشفه مسیحی نمی توان به آنها رسید٬ آموزه هایی چون تثلیث٬ تجسم عیسای مسیح٬ آیین های کلیسایی و رستاخیز بدن. این آموزه ها بدون کمک مکاشفه در ورای ادراک عقل قرار دارند٬ اما متضاد عقل نیستند.

آگوستین:  آگوستین در کنار تمامی آثارش دو اثر مهم دیگر به نگارش در آورد. بین سالهای ۳۹۹ و ۴۱۹ وی بزرگترین اثر خود یعنی (( تثلیث )) را که مبتنی بر اصول ایمانی است نوشت. او در این اثر دستاوردهای پدران اولیه کلیسا را یک جا گرد آورد و به بیان نظام مند آموزه تثلیث پرداخت اما خود را صرفا به بیان این آموزه قانع نساخت.

بیایید به تثلیث شخصیت هایی که با یکدیگر رابطه متقابل دارند٬ و به اتحاد جوهر واحدشان ایمان داشته باشیم. بیایی در پی درک این امر بکوشیم و دعا کنیم تا از کسی که در پی درک اوییم مدد بیابیم ... ایمان٬ کنکاش می کند٬ و درک و فهم می یابد. به همین دلیل نیز اشعیا نبی می گوید: (( اگر باور نکنید هر آینه ثابت نخواهید ماند )) ( اشعیا ۷: ۹ ) ( بر گرفته از کتاب تثلیث آگوستین باب های ۹ و ۱۵ )

ما بر مبنای مرجعیت و اقتدار کتابمقدس٬ آنگونه که کلیسا آن را درک و تفسیر می کند٬ به آموزه تثلیث ایمان داریم٬ یعنی به اینکه خدا سه شخص با یک جوهر واحد است. اما این به چه معنا است؟ عقل در پی درک آن چیزی است که ایمان باور دارد. آگوستین می کوشد این امر را با بکارگیری قیاس تشبیه تحقق بخشد. وی قیاس تشبیه را در وجود انسان که به صورت خدا آفریده شده است جستجو می کند. و مجموعه ای از تشبیهات ممکن را نیز مثال می آورد که عمدتا بر وحدت سه گانه٬ بودن٬ شناختن و اراده کردن استوارند. بهترین و آخرین تشبیهی که به کار می گیرد ذهن انسان است که خدا را به یاد می آورد٬ و درک و محبتش می کند. آگوستین با بررسی رابطه بین حافظه ذهن٬ و توانایی آن برای درک و محبت کردن خدا٬ سعی می کند تا حقایقی را در مورد رابطه شخصیت های تثلیث مکشوف سازد. اما در نهایت به این نتیجه می رسد که حتی بهترین تشبیهات نیز ناقص اند٬ زیرا (( آنچه می بینیم٬ چون تصویری محو است )) ( اول قرنتیان ۱۳: ۱۲ ).

حال دیدیم که حتی این دو شخصیت و عالم مسیحی  آنچنانکه این دوست مسلمان گفته اند سخن نگفته اند.

خب چه میشود کرد باید تحمل اینگونه بیسوادی را از افرادی که اینچنین وب سایت هایی دارند را متحمل باشیم.

 

در خصوص حکمت یا عقل ادامه مطلب را در پستی مطالعه بفرمایید. امید است این افراد هم دست از این دشمنی ها با مسیحیت بردارند و سرعقل بیایند.

+ نوشته شده در تاریخ ساعت توسط : عمانوئیل آسمانی |