then Elisabeth was full of the Holy Spirit,And she said with a loud voice: May blessing be on
you among women, and a blessing on the child of your body.How is it that the mother of
my Lord comes to me? Luke 1:42-44
نیچه می گوید : هرکس به اندازه درک و شعور خودش می تواند از یک کتاب یا از جامعه خودش بهره بگیرد و آن رو بفهمد و نه بیشتر از فهم خودش. این جمله من را یاد یک جمله دیگر می اندازد. امانوئل کانت می گوید : هر کسی به اندازه خودش از جهان و هستی خودش می تواند برداشت کند و نه بیشتر.
من کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان هستم!
کلیسای مسیح باغی است از گلهای رنگارنگ و زیبا که هر کدام عطر و جلوه خاص خود را دارند و رایحه دل انگیز و خوش برای خداوند و هم دنیای اطراف خود، چشمان ما زمانی که با دید خداوند بدین کلیساها بنگرد، می تواند آنچه را که خداوند در آنها می بیند، مشاهده کند و می توانیم هر یک از ما چنین اظهار بداریم:
من می خواهم یک کاتولیک باشم، مثل پدر جروم که زندگی خود را در راه ترجمه کلام خدا گذارد و چشمانش در کلام کمسو گردید. می خواهم کاتولیک باشم و عضو کلیسای جامع مسیح، کاتولیکی چون فرانسیس آسیسی که پیام محبت و فقر را به گوش کر زمانه نواخت، بلی اگر کاتولیک بودن یعنی سنت فرانسیس بودن، من می خواهم یک کاتولیک باشم تا بوسه بر سر و صورت جذامیان بزنم و منادی رستگاری فقرا در میان فساد و تباهی باشم، بلی چون او دیوانگی تازه را اعلان نمایم و می خواهم کاتولیکی باشم چون هزاران خواهر و برادرم که در دور افتاده ترین نقاط دنیا آغوش خود را بر هر گرانبار و دردمند گشودند و پدر و مادر پشیمان شدند و یاور سالمندان و روستائیان. من نیز آرزو دارم مثل آنان باشم.
یک کاتولیک برای عیسی مسیح.
من می خواهم یک ارتدوکس باشم به درستی و معنی نامم در تعلیم صحیح مسیح، با هدایت روح القدس، خارج از بت پرستی. ارتدوکسی چون گریگور نور دهنده که از قعر سیاه چالها مسیحیت را بنیاد بنهم، می خواهم ارتدوکسی باشم چون هزاران شهیدی که در ایران شمشیر شاپورها و بهرام ها و یزدگردها آنان را تکه تکه کرد. بلی ارتدوکس چون آنها که خداوند را انکار ننمودند. ارتدوکسی چون آشوریهای آن زمان ایران که پایهای زیبای این مبشرین تا به هند نیز رفت فقط با یکی عصا و توشه دان. می خواهم ارتدوکسی باشم همچون ژاک دست و پا برده و هزاران هزار شهیدی که در اقرار خداوند خون ریختند ولی کلیسای خدا را استوار ساختند بر صخره ایمان و امید و محبت.
ارتدوکسی می خواهم باشم برای عیسی مسیح
من می خواهم یک پروتستان باشم. معترضی علیه گناه و شیطان که جنگ من با خون و جسم نیست و نه با فره های دیگر، بلکه با فوجهای شرارت در جایهای آسمانی، می خواهم چون لوتر بیداری، همه زمانها باشم و حیاتی را که با ایمان است بدست آورم. چون وسلی ها قدوسیت را ندا دهم و چون مودیها، فینی ها و مولرها از محبت مسیح سفید برای سیاهان بگویم و چون هزاران برادر و خواهری می خواهم باشم که آرامگاهشان جنگلهای تاریک آفریقاست و در راه مسیح جان داده اند، همچون شوایتزرها و ... بسیاری دیگر که حتی نامشان معلوم نیست.
یک پروتستان برای عیسی مسیح...
می خواهم یک پروتستان، ارتدوکس و کاتولیک باشم، مثل عزیزانم که در زندانها در شکنجه هستند و بی رمق و زیر چکمه های ظلم و ستم دعای آنان هنوز بر می خیزد و چون بخور به حضور خدا بالا می رود. می خواهم یک ... چون استیفان که لقبی نداشت و حتی مثل شاگردان در انطاکیه مسیحی هم نامیده نشده بود، چون او همچون یعقوب شهید و پطرس وارونه مصلوب و چون میلیونها خواهران و برادرنم که معلوم نبود چه بودند و نامی نداشتند جزء شاگرد ولی طعمه شیرهای درنده شدند و در شعله ها خاکستر گردیدند، اما عیسی مسیح را ایستاده دیدند. می خواهم چون برادر چینیم، چون خواهر سیه چرده ام، و برادر عرب زبانم و افریقایی بی زبانم می خواهم چون همه آنان در مسیح باشم. نه کیفایی، نه پولسی نه اپلسی بلکه یک شاگرد و متشکل شوم بصورت پسر خدا در بدن مسیح و می خواهم روزی با تمامی برادران و خواهران کاتولیک، ارتدوکس و پروتستانم در آسمان باشم و با همه آنان یک سرود بخوانیم و خدا را بسرائیم قدوس، قدوس، قدوس ...