عیسی مسیح فرمود: زمان موعود فرا رسیده است. بزودی خداوند ملکوت خود را برقرار خواهد ساخت. پس٬ از گناهان خود دست بکشید و به این خبر خوش ایمان بیاورید. ( انجیل مرقس ۱: ۱۵ )
با فرض اینکه دم و حوا بصورت انسانهای کاملاً رشد کرده و بزرگ آفریده شده بودند٬ هنگامی که قائن هابیل را کشت٬ باید حدود ۱۲۹ سال سن داشته باشد٬ چرا که وقتی شیث کمی پس از آن به دنیا آمد ( ۴: ۲۵ )٬ می خوانیم که در این زمان آدم ۱۳۰ ساله بود ( ۵: ۳ ).
قربانی هابیل پذیرفته شد ( ۴: ۴ )٬ چون او عادل بود ( اول یوحنا ۳: ۱۲ )٬ و به ایمان قربانی را تقدیم کرد ( عبرانیان ۱۱: ۴ ). ظاهراً با ورود گناه٬ خدا قربانی را مقرر کرده بود. بنظر می رسد که این تصویری اولیه از مرگ کفاره دهنده مسیح بوده است.
همسر قائن ( ۴: ۱۷ )٬ باید قاعدتاً خواهر او بوده باشد٬ چرا که حوا (( مادر جمیع زندگان )) (۳: ۲۰ ) بود. آدم٬ پسران و دختران دیگری دارد که نام آنها مشخص نشده ( ۵: ۴ )٬ یعنی طبق روایات او دارای ۳۳ پسر و ۲۷ دختر بوده است.
چه کسی بوده که قائن از او می ترسیده است؟ ( ۴: ۱۴ )٬ در طول ۱۳۰ سال از آفرینش آدم تا قتل هابیل٬ نسل های زیادی برخاسته بودند٬ و جمعیت جهان احتمالاً به چندین هراز می رسیده است.
نشان قائن ( ۴: ۱۵ ). این نشان هر چه بوده باشد٬ قاعدتاً مردم مفهوم آنها را درک کردند. شاید این پیدایش نگارش بوده است: آن نشان بیانگر یک ایده بود٬ و به زودی٬ نشانهای متفاوت برای بیان ایده های متفاوت به کار رفتند.
شهر قائن ( ۴: ۱۷ )٬ جایی در شرق عدن٬ شاید صرفاً دهکده ای بوده با کلبه های ابتدایی٬ که در اطراف آن دیواری به منظور دفاع از فرزندان مطرود ساخته شده بود.
چند همسری ( ۴: ۱۹ ) بلافاصله پس از قتل وارد خانواده قائن شد. خدا در ابتدا مقرر کرده بود که یک زن و یک مرد بوسیله ازدواج با هم زندگی کنند ( ۲: ۲۴ ). ولی انسان به زودی راه دیگری در پیش گرفت.
غرغرهای زن بهانه گیر مثل چک چک آب در روز بارانی است٬ همانطور که نمی توان از وزیدن باد جلوگیری کرد٬ و یا با دستهای چرب چیزی را نگه داشت٬ همانطور هم محال است بتوان از غرغر چنین زنی جلوگیری کرد. ( امثال سلیمان ۲۷: ۱۵- ۱۶ )